تبلیغات
طعم ایمان
 
دوشنبه بیست و هفتم دیماه سال 1395 :: نویسنده : فائزه ربیعی
در روایات فراوانی گفته شده برخی از میراث پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله و ائمه اطهارعلیهم السلام نزد حضرت مهدی‏علیه السلام است. از جمله آنها پیراهن پیامبرصلی الله علیه وآله است:
یعقوب بن شعیب از امام صادق‏علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:
«آیا پیراهن قائم را که با [بر تن داشتن] آن قیام کند، نشانت ندهم؟ عرض کردم: چرا... پس [آن حضرت] جعبه‏ای را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسی را بیرون آورد. آن را باز کرد (یا روی زمین پهن کرد). ناگاه دیدم در آستین چپ آن، خون مشاهده می‏شود (خون آلود است). سپس فرمود: این پیراهن رسول خداصلی الله علیه وآله است؛ روزی که دندان‏های پیشین آن حضرت ضربه دید، آن را بر تن داشت و قائم در این پیراهن قیام خواهد کرد. [راوی گوید:] من آن خون را بوسیدم و بر روی خویش نهادم (به صورت خود مالیدم). سپس امام صادق‏علیه السلام آن را در هم پیچید و برداشت». [1] .
همچنین ابوبصیر از حضرت صادق‏علیه السلام چنین نقل کرده است: «...یَکُونُ عَلَیهِ قَمِیصُ رَسُولِ اللهِ‏صلی الله علیه وآله الَّذِی عَلَیْهِ یَومَ اُحُدٍ...» [2] ؛ «... پیراهن رسول خداصلی الله علیه وآله که در روز احد به تن داشت، بر تن او است...».
البته در برخی روایات نیز لباس حضرت مهدی‏علیه السلام همان لباس حضرت علی‏علیه السلام بیان شده است.
حماد بن عثمان می‏گوید: در خدمت امام صادق‏علیه السلام بودم که مردی به آن حضرت عرض کرد: خداوند به صلاحت دارد! شما فرمودید که علی بن ابیطالب‏علیه السلام لباس خشن به تن می‏کرد؛ پیراهن چهار درهمی می‏پوشید و امثال این‏ها، در حالی که می‏بینم شما خود جامه‏ای نیکو پوشیده‏اید!
حماد می‏گوید: حضرت به او فرمود: «علی بن ابیطالب‏علیه السلام آن لباس‏ها را در زمانی می‏پوشید که عیب نبود. اگر چنان لباس‏هایی را امروز می‏پوشید موجب شهرت او می‏شد.
امام صادق‏علیه السلام در این باره فرموده است:
«فَخَیرُ لِباسِ کُلِّ زَمانٍ لِباسُ اَهْلِهِ غَیرَ اَنَّ قائِمَنا اَهلَ البَیْتِ اِذَا قَامَ لَبِسَ ثِیابَ عَلیٍّ وَسَارَ بِسیرةِ عَلیّ‏علیه السلام» [3] ؛ «پس بهترین لباس هر زمانی، لباس اهل آن زمان است؛ ولی هنگامی که قائم ما اهل بیت قیام کرد، لباس علی‏علیه السلام را بر تن کرده و به روش آن حضرت عمل خواهد کرد».

پی نوشت ها: 
[1] الغیبة، ص 243، ح 42. 
[2] همان، ص 307، باب 19، ح 2. 
[3] الکافی، ج 1، ص 411، ح 4.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در دوازدهمین بخش از صحیفه سجادیه می خوانیم: اگر با حسن ظن، به خدا روی آوریم، به ما تفضل خواهد کرد. اگرچه بنده گناه می‌کند، خدا او را از نعمت بی‌بهره نمی‌کند. در پیشگاه الهی باید اعتراف به لغزش‌ها کرد و از رحمت او ناامید نشد؛ چرا که توبه را راهی برای بازگشت به سوی خودش و اصلاح شخص گنهکار قرار داده است .بنده با گناهی که مرتکب می‌شود، به خودش ظلم می‌کند و حرمت الهی را سبک می‌شمارد. خدا مهربان‌ترین مهربانان و بخشنده‌ترین کسی است که طلب‌کنندگانِ رحمت، نوبت به نوبت آهنگ او کنند؛ عفوش افزون از انتقامش و خشنودی‌اش بیش از خشمش است؛ خدایی که اصلاح تباهکاری مردم را با توبه خواسته و‌ از عمل بندگانش، اگرچه اندک باشد، خشنود می‌شود و کمِ آنان را پاداشفراوان می‌دهد. همچنین سه خصلتِ محبوب‌ترین بنده نزد خداوند: در پیشگاه خدا دست از سرکشی و نافرمانی بردارد، از پافشاری بر گناه اجتناب کند و درخواست آمرزش را ادامه دهد. طلب آمرزش در مورد سه اخلاق رذیله: ۱. کِبر و غرور، ۲. اصرار بر گناه، ۳. کوتاهی در اعمال.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه بیست و ششم آذرماه سال 1395 :: نویسنده : فائزه ربیعی
17 ربیع الاول که مقارن به خجسته زاد روز نبی مکرم اسلام حضرت محمد(ص) و میلاد امام جعفر صادق(ع)است یکی از چهار روزی است که در تمام سال به فضیلت روزه امتیاز دارد. چه روز مبارکی است که امام صادق(ع)در موردش فرمود: در این روز ابلیس از ورود به آسمان های هفتگانه محروم شد، شیاطین دور شدند، تمامی بت ها در بتکده به صورت بر زمین افتادند، ایوان کسری شکست و 14 کنگره‌ی آن سقوط کرد، آب دریاچه ساوه خشک شد، سرزمین خشک سماوه، آب پیدا کرد، آتشکده فارس پس از هزار سال خاموش شد، نوری از سرزمین حجاز بر آمد تا به مشرق رسید، کاهنان عرب علوم خود را فراموش کردند و سحر ساحران باطل شد.

اعمال روز 17 ربیع الاول:

 1- غسل.

2- روزه: از برای آن فضیلت بسیار است و روایت شده هر که این روز را روزه بدارد ثواب روزه ی یک سال را خدا برای او می نویسد و این روز یکی از آن چهار روز است که در تمام سال به فضیلت روزه ممتاز است.

3- زیارت: زیارت حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم و همچنین زیارت امام امیرالمؤمنین علیه السّلام .

4- نماز: دو رکعت نماز که در هر رکعتی یک مرتبه حمد و 10مرتبه سوره قدر و ده مرتبه سوره اخلاص است، بگزارد و پس از نماز در محلّ نماز بنشیند و دعائی که روایت شده است بخواند : اَللَّهُمَّ اَنتَ حَی لاَ تَمُوتُ ...

5 - تصدّق و خیرات: مسلمانان این روز را تععظیم بدارند و تصدّق و خیرات نمایند و مؤمنین را مسرور کنند و به زیارت مشاهد مشرّفه بروند. (مفاتیح الجنان . فصل نهم . در اعمال ماه ربیع الأّوّل)

6- عید گرفتن: به آنچه موافق حقیقت عید است (عمل کند) یعنی به آنچه که در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقرّرات شرع باشد همچنان که عادت و سنّت پاره ای از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره ای از افعال حرام می پردازند. برای هر مجلسی لباس مخصوصی و زینتی مناسب آن لازم است و لباس شایسته ی اهل چنین مجلس(ی)، لباس تقوا و تاج آنها، تاج کرامت و وقار می باشد؛ یعنی لباس اهل این مجلس تخلّق به اخلاق حسنه و تاج معارف ربّانیه و تطهیر آنها، پاکیزه ساختن دل از اشتغال به غیر خدا و بوی خوش ایشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرین او{علیهم السّلام} است. ( المراقبات .ص81 – 84)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حضرت امام صادق‏ علیه السلام فرموده‏ اند: رسول خداصلی الله علیه وآله در شب تاریک همانند پاره ماه نورانی بود.

حضرت امام رضاعلیه السلام از پدران گرامی خود نقل فرموده است: برخی از امیرمؤمنان علی‏ علیه السلام تقاضا کردند پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم را چنان توصیف بفرما که گویی او را مشاهده می‏کنیم زیرا ما مشتاق او (و آگاهی از شمایل او) ییم؛ 


و آن بزرگوار فرمود: پیامبر خداصلی الله علیه وآله چهره‏ای سپید آمیخته به سرخی داشت، چشمانش کاملاً سیاه، و مویش صاف و بدون چین و شکن بود، محاسنی انبوه داشت و گیسویش تا بنا گوش می‏رسید، خط میان سینه او باریک و ظریف بود، گردنش گویی تنگی از نقره است و ترقوه‏هایش چون طلا می‏درخشید؛ 

خطّ باریکی از مو از سینه تا ناف او امتداد داشت و بر شکم و سینه او غیر از آن موئی نبود، دست و پایش ضخیم و مردانه و استخوان قوزک پایش درشت بود، چون راه می‏رفت محکم و استوار راه می‏رفت و در این حال متمایل به جلو حرکت می‏کرد چنانکه گویی در سرا شیب قدم بر می‏دارد، چون به کسی رو می‏کرد با تمام بدن به او رو می‏آورد، نه خیلی کوتاه قد بود و نه خیلی دراز بالا، صورتش تا اندازه‏ای گرد و مدّور بود، وقتی در میان مردم قرار می‏گرفت از همه چشمگیرتر و جالب‏تر بود، عرق بر چهره‏اش چون دانه مروارید بود، و بویش از مشک خوشبوتر بود، نه ناتوان بود و نه خوارمایه، از همه مردم محترم‏تر زندگی می‏کرد و از همه نرمخوتر بود و سخاوتمندتر، هر کس با سابقه آشنایی با او معاشرت می‏کرد او را دوست می‏داشت و هر کس بی‏ سابقه او را می‏دید از او هیبت می‏برد؛ عزت و بزرگواری او آشکار بود، و توصیف‏گر او می‏گوید: نه پیش از او و نه بعد از او کسی را همانند او ندیده‏ام؛ درود و سلام خدا بر او و خاندان او.

حضرت امام صادق‏ علیه السلام فرموده‏ اند: رسول خداصلی الله علیه وآله در شب تاریک همانند پاره ماه نورانی بود.

 
1- مکارم الاخلاق، ص 23 - بحار الانوار، ج 16، ص 




نوع مطلب :
برچسب ها : پیامبر،
لینک های مرتبط :


دوشنبه بیست و ششم مهرماه سال 1395 :: نویسنده : فائزه ربیعی
«یک غنچه، صد زخم» جلد پنجم از مجموعه چهارده جلدی «سیره کاربردی چهارده معصوم(ع)» یا «سبک زندگی معصومین(ع)» است که در دهه ۸۰، برنده جایزه کتاب سال حوزه علمیه قم شد. در این مجموعه سعی می شود مسایل مختلف زندگی از دیدگاه اهل بیت(ع) بیان شود و هدف این مجموعه پاسخ به این سئوال است که در روزگار امروز و برای انسان قرن بیست ویکم چگونه اهل بیت(ع) می توانند الگو باشند و چگونه آنها می توانند گرهی از زندگی مردم باز کنند ... .







نوع مطلب :
برچسب ها : moharam95، معرفی کتاب،
لینک های مرتبط :


شنبه بیست و چهارم مهرماه سال 1395 :: نویسنده : فائزه ربیعی

عبدالله بن عوف گفته است: شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ‌های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار؛ من هم شمردم 50 درب داشت. 

بعد گفتند: خانه‌هایش را بشمار. دیدم 175 خانه بود. به من گفتند این خانه‌ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم.
صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم. 

او گفت: معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می‌خوانی. گفتم: بله؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه 50 کلمه و 175 حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت: هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی‌های مرگ بر او آسان می‌شود. 

1. آیه الکرسی نوری از آسمان است. 

2. آیه الکرسی آیتی از گنج عرش است. 

3. آیه الکرسی باعث ایمنی در سفر است. 

4. آیه الکرسی اعلاترین نقطه قرآن است. 

5. ذکر رسول مکرم اسلام در بستر؛ خواندن آیه الکرسی بود. 

6. با خواندن آیه الکرسی انسان دچار هیچ‌گونه آفتی نخواهد داشت. 

7. برای رفع فقر آیه الکرسی مؤثر است و کمک الهی از غیب می‌رسد. 

8. همه چیز در آیه الکرسی است یعنی کرسی گنجایش آسمان‌ها و زمین را دارد. 

9. در تنهایی آیه الکرسی بخوانی باعث رفع ترس می‌شود و از سوی خدا کمک می‌رسد. 

10. آیه الکرسی رادر نمازها؛ روزها؛ شبهای ایام هفته؛ سفرها و در نماز شب و دفن میت بخوانید. 

11. هنگام خواب نیز آیه الکرسی بخوانید زیرا باعث می‌شود خداوند فرشته‌ای نگهبان و محافظت بگمارد تا صبح سلامت بمانی.

12. هر گاه از درد چشم شکایت داشتی آیه الکرسی بخوانید و آن درد را اظهار نکنید آن درد برطرف می‌شود و از آن عافیت می‌طلبید. 

13. پیامبر اسلام (ص): در خانه‌ای که آیه الکرسی خوانده شود ابلیس از آن خانه دور می‌شود و سحر و جادو در آن خانه وارد نمی‌شود. 

14. آیه الکرسی پایه و عرش الهی است و هدف از خواندن آن این است که مردم در عبادت جز خداوند کسی را نپرستند و به ذلت فرو نروند و روح یکتاپرستی ایجاد کنند و از بندگی ناروا آزاد شوند و آیه الکرسی عقلها را بیدار و اله حقیقی را معرفی و خدای دانا و توانا را به مردم می‌شناساند.

15. وقت غروب 41 بار آیه الکرسی را بخوانی حاجت‌روا می‌شوی 0 ( 41 بار تا علی العظیم بخوان یعنی یک آیه ) مجرب است و برای رفع هم و غم؛ شفای مریض؛ درمان درد؛ رحمت خداوند و زیاد شدن نور چشم آیه‌الکرسی را مدام بخوانید.

16. اگر مؤمن آیه الکرسی را بخواند و ثوابش را برای اهل قبول قرار دهد خداوند ملکی را بر او مقرر می‌کند که برایش تسبیح کند.

17. آیه الکرسی در مزرعه و مغازه پنهان کردن باعث برکت مزرعه و رونق گرفتن کسب است.

18. از پیامبر نقل نموده‌اند که: این آیه عظیم‌تر از هر چیزی است که حق تعالی آفریده است.

19. چند چیز حافظه را زیاد می‌کند یکی از آن خواندن آیه الکرسی است.

20. هر شب آیه الکرسی را بخوانی تا صبح در امان خدا هستی.

21. هر صبح آیه الکرسی را بخوانی تا شب در امان خدا هستی.

22. آسان شدن مرگ بوسیله آیه الکرسی است.

23. آیه الکرسی عظیم‌ترین آیه در قرآن است.

24. برای حفظ مال و جان آیه الکرسی بخوان.

25. آیه الکرسی ویرانگر اساس شرک است. 

26. آیه الکرسی سید سوره بقره است.

ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻻَ ﺇِﻟَٰﻪَ ﺇِﻻَّ ﻫُﻮَ ﺍﻟْﺤَﻲُّ ﺍﻟْﻘَﻴُّﻮﻡُ ۚ......

اینو تا جایی که می‌تونی نشر کن تا ثواب جاری برای خود و دیگران داشته باشی بدان که این هر چقدر در بین مردم بچرخد بیشتر برای تو ثواب نوشته می‌شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه بیست و دوم مهرماه سال 1395 :: نویسنده : فائزه ربیعی
عکس و تصویر #اعمال_خواب                 <BlogExtendedPost><br><br><b></b></BlogExtendedPost>
                <br><br><font color=نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه هفدهم مهرماه سال 1395 :: نویسنده : فائزه ربیعی

روزی شخصی بخدمت حضرت سیّدالساجدین علیه السلام رفته و استدعای ضیافت از آن بزرگوار نمود و در بعضی از کتب مراثی نام آن شخص را زهری ذکر کرده اند و معروض داشت که بنای دامادی و عروس آوردن برای فرزند خودم دارم، استدعا از جناب شما دارم که با اهل بیت (ع) به خانه من تشریف آورده و خانه مرا رشک گلستان اِرَم فرمایید آن سرور در جواب فرمود:

که بعد از شهادت پدر بزرگوار خود و جوانان هاشمی اکل و شرب من شربت اشک چشم و مائده من الم و محنت و مصیبت ایشان است آن شخص عرض کرد: ای آقای من غرض من از میهمانی آنست که مجلسی آراسته کرده ام و جمعی از اعوان را به مجلس دعوت نموده ام که عزاداری پدر مظلومت را نمایند، و منظورم ذکر مصیبت و بیان مرثیه سیّد الشّهداء علیه السلام است، تا شیعیان شما از فیض گریستن به شهدای کربلا بهره مند شوند.

چون آن بزرگوار نام عزاداری سیّد الشّهداء علیه السلام را شنیدند، وعده داده و قبول فرمودند، و آن مرد در خدمت امام زین العابدین علیه السلام بود تا به خانه خود وارد گردید، و مجلسی از شیعیان و جگر سوخته گان منعقد گردانید، و روضه خوان مشغول ذکر مصائب شهید کربلا گردید تا کلام به این جا رسانید که گفت: غریب کربلا.


چون سخن به اینجا رسید ناله و فریاد از حضّار مجلس بلند گردید و حضرت سیّد السّاجدین علیه السلام چنان گریست که بیهوش گردید، و صدای گریه اهل مجلس غلغله ای به صوامع ملکوت انداخت و چون ذاکر از مرثیه فارغ گردید، صاحب خانه زهری در صدد خدمت گذاری و خوردن وآشامیدن میهمانان مجلس مشغول شد، سپس متوجّه مجلس گردید دید آن حضرت در جای خود نیستند مضطرب الحال شد و به تفحّص و جویای آن بزرگوار در آمد، دید آن حضرت داخل خدمتکاران مجلس شده و مشغول خدمتگذاری به اهل مجلس میباشد، حتّی کفش اهل مجلس را جفت میکرد.[1] .

 

 

پی نوشتها :

[1] تحفة الحسینیّه، فاضل بسطامی ص 432.

 

منبع: داستانهایی از زمین کربلا  ؛ ر- یوسفی





نوع مطلب :
برچسب ها : moharam95، محرم،
لینک های مرتبط :


شنبه هفدهم مهرماه سال 1395 :: نویسنده : فائزه ربیعی

فضیلت و آثار و بركاتى كه براى تربت حسینى است ، براى هیچ تربتى و قطعه‏اى از قطعات زمین نیست . خاك كربلا قطعه‏اى از بهشت است كه خداوند قادر متعال به واسطه قدردانى از یك فداكار در راه دین كه تمام هستى خود را فدا كرده ، در آن خاك، بركت و فضیلت و شفا قرار داده است . 

كربلایش قطعه‏اى از جنت است‏       باب نور و باب لطف و رحمت است‏

 

چرا تنها این خاك داراى چنین ویژگیها و آثار و بركات است؟

باید گفت : هر چیزى كه در این عالم ، شرافت ظاهرى و یا معنوى پیدا مى‏كند، یا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتى است، و یا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمى است كه به آن شرافت و بركت داده است .

در تربت كربلاى سیدالشهدا (ع) هر دو امر محقق شده است ، زیرا خاك كربلا بنا بر روایاتى ، هم شرافت ذاتى و خدا دادى ، و هم امر عظیم و واقعه‏اى مهم در آنجا واقع گردیده كه آن شهادت حسین بن على (ع) و یاران وفادارش مى‏باشد ، لذا داراى فضیلت و آثارى خاص است .

آمده است كه چون بر قبر امام حسین (ع) آب بستند، پس از چهل روز آب فرو نشست و اثر قبر محو گردید، یكى از اعراب بنى اسد آمد و از خاك قبضه قبضه برداشت و بویید تا بر قبر حسین رسید، و چون او را مى‏بوسید گریه مى‏كرد و مى‏گفت : پدر و مادرم به فدایت ، چه اندازه خوشبویى كه قبر و تربت تو چنین خوشبو است ، سپس شروع كرد به سرودن : خواهند نهان سازند قبرش ز حبیبش‏             خوشبویى خاك قبر گردیده دلیلش‏

آرى خاك مزار حسین (ع) سرمه چشم عاشقان و شیفتگانش بوده و ایشان را مجنون وار به سوى خود مى‏كشاند.

 

 

آثار و بركاتى كه مى توان براى تربت پاك حسینى برشمرد عبارتنداز:

1- تأثیر تماس اعضاى بدن با تربت

یكى از آثار و بركات تربت سیدالشهدا (ع) این است كه متبرك نمودن بدن و صورت با آن تربت شریف تأثیر معنوى زیادى بر انسان خواهد گذاشت ، از این رو از بعضى بزرگان دین و امامان معصوم نقل شده كه بعد از نماز ، بدن و صورت خویش را با مهر كربلا متبرك مى كنند. و نیز دستور داده‏اند كه قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسیده و با اعضاى بدن تماس داده شود.

امام صادق (ع) فرمود: «خداوند متعال تربت جدم حسین (ع) را شفاى هر درد، و ایمنى از هر خوفى قرار داده است؛ پس هرگاه یكى از شما خواست از آن خاك تناول كند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر سایر اعضاى بدنش تماس دهد...» (1)

2- سجده بر تربت

یكى دیگر از بركات و آثار خاك مزار امام حسین (ع) این است كه سجده بر آن تربت پاك حجابهاى ظلمانى را كنار زده و در توجه حق تعالى به نمازگزار مؤثر است . امام صادق (ع) در این باره مى‏فرماید: «همانا سجود بر تربت حسین (ع) حجابهاى هفتگانه را پاره مى كند»(2)

لازم به ذكر است كه مراد از «حجاب» در كتاب و سنت ، همان حجابهایى است كه بین بنده و خالق حایل شده و او را از شهود خداوند محجوب مى سازد كه در مرحله اول، حجابهاى ظلمانى و در مرحله دوم ، حجابهاى نورانى بر طرف مى‏شود اما مراد از حجابهاى هفتگانه ، ظاهراً حجابهاى ظلمانى است . سجده بر تربت حضرت سیدالشهدا(ع) این خاصیت را دارد كه در صورت معرفت به حق حضرت و ولایت او، حجابها را دریده و راهگشاى وصول به كمالات انسانى باشد.

سجده بر خاك سركوى تو آرند خلایق‏            جان فداى تو كه هم قبله و هم قبله نمایى‏

و اما در خصوص اینكه در میان شیعه معمول است از خاك مقدس كربلا یعنى تربت كنار قبر سیدالشهدا (ع) خاك برداشته و با آن مهر درست كرده و غالباً در نماز، به آن سجده مى‏كنند بدین خاطر است كه از خاك زمین بوده و به تمامى خاكها مى‏توان سجده كرد، و از طرفى خاك كربلا به لحاظ شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفایش شرافت پیدا كرده است ، به طورى كه اهل بیت (ع) نیز به ما فرموده‏اند در هر نمازى كه سجده بر تربت كربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر آن حضرت قبول مى‏كند. چنانكه حضرت صادق (ع) از خاك كربلا درون كیسه‏اى ریخته و در سجاده همراه داشت، در هنگام نماز آن كیسه را باز مى‏كرد و بر آن سجده مى‏نمود.

 

3- شفا یافتن

از جمله آثار و بركات قطعى تربت پاك سیدالشهدا (ع) شفا بودن آن براى دردهاو آلام انسان است . روایاتى كه دلالت بر این امر دارند به سه دسته تقسیم مى‏شوند:

دسته اول : روایاتى است كه شفا بودن را براى تربتى كه از خود قبر شریف برداشته شود مخصوص كرده است ، چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «به درستى كه نزد سر حسین (ع) تربت سرخى است كه شفاى هر دردى غیر از مرگ مى باشد» (3)

دسته دوم : روایاتى است كه با تعبیرات مختلف توسعه‏اى از بیست ذراع تا پنج فرسخ و یا ده میل را براى آن قائل است . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «حریم مزار حسین (ع) پنج فرسخ از چهار جانب قبر است »(4)

دسته سوم : روایاتى است كه به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده‏اند . چنانكه امام صادق (ع) فرمود: «خاك مزار امام حسین (ع) براى هر دردى شفاست». (5)

تا شفا بخشد روان و جسم هر بیمار را         در حریم وصل خود خاك شفا دارد حسین‏

و نیز امام رضا (ع) فرمود: «خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوك، حرام است مگر گل مزار حسین (ع) ، بدرستى كه در آن شفاى هر درد و امنیت از هر ترسى است» (6)

حكایت: عالم زاهد پرهیزگار حجةالاسلام و المسلمین مرحوم آقاى حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادى قدس سره نقل فرمودند: «من در زمان مرجعیت مرحوم آیة الله آخوندى خراسانى (ره) كه در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم مریض شدم و این بیمارى مدتى طول كشید و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند . پس از چندى بیمارى من به قدرى شدید شد كه اطبا از شفا یافتنم مأیوس شدند و دیگر براى معالجه‏ام نیامدند، و من در حال تب شدید گاهى بیهوش مى‏شدم و گاهى به هوش مى آمدم.

یكى از رفقا كه مرا پرستارى مى‏كرد شنیده بود كه عالم زاهد مرحوم آیة الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سیدالشهدا (ع) را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود كه قدرى از آن تربت را بدهد كه به من بخورانند تا شفا یابم. ایشان فرموده بود : من به قدر یك عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام كه بعد از مرگم در كفنم بگذارند . آن آقا ناراحت شده و گفته بود : حالا كه ما از همه جا مأیوس شده و به شما پناه آورده‏ایم شما هم از دادن تربت خوددارى مى‏كنید؟ این بیمار در حال احتضار است و مى‏میرد.

مرحوم آیة الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بیمار سوخته و قدرى از آن تربت كه از جان خودش عزیزترش مى داشت به آن شخص داده بود . تربت را با آب مخصوصى كه وارد شده در آب حل كرده و به حلق من ریخته بودند . من كه در حال بیهوشى به سر مى‏بردم ، ناگهان چشمان خود را باز كرده و دیدم رفقا اطراف بسترم نشسته‏اند ، خوب دقیق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را كه به حلقم ریخته بودند برایم شرح دادند.

  كم كم در خود احساس نیرو و نشاط كردم و حركتى به خود داده نشستم ، دیدم نشاط بیشترى دارم برخاستم و ایستادم ، و چون یقین كردم كه به بركت ترتبت مقدس امام حسین (ع) شفا یافتم حال خوشى پیدا كردم و به رفقا گفتم : از شما خواهش مى كنم كه از حجره بیرون بروید، چون مى‏خواهم زیارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بیرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى كه قابل و صف كردن نیست مشغول خواندن زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) شدم » (7)

آرى ، شفاى بیماران به وسیله تربت آن حضرت یكى از بركاتى است كه خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین (ع) به وى عطا فرموده است .

تربتت راز شفاى همه درد است حسین        تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبیب‏

 

4- تأثیر كام برداشتن اطفال با تربت

كام برداشتن اطفال با تربت امام حسین (ع) موجب ایمنى كودك مى شود چنانكه امام صادق (ع) فرمود:

«كام فرزندانتان را با تربت حسین (ع) باز كنید كه آن امان است » (8)

 

5- تأثیر تربت حسین ، همراه جنازه

صاحب كتاب «مدارك الاحكام» مى نویسد: در زمان حضرت صادق (ع) زن زاینه‏اى بود، بچه‏هایى كه از زنا بدنیا مى آورد در تنور مى‏انداخت و مى‏سوزانید. وقتى كه مرد، پس از غسل و كفن او را به خاك سپردند ، اما زمین جنازه‏اش را بیرون انداخت .جاى دیگر او را دفن كردند باز زمین او را نپذیرفت تا سه مرتبه ، آنگاه مادرش به امام صادق (ع) متمسك شد: اى پسر پیغمبر به فریادم برس.

  فرمود: كارش چه بود ؟ عرض كردند زنا و سوزاندن بچه‏هاى حرامزاده . فرمود: هیچ مخلوقى حق ندارد مخلوقى را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق است عرض كرد حالا چه كنم؟ فرمود: مقدارى از تربت حسین (ع) با او در قبر بگذارید . تربت حسین (ع) امان است . همراهش گذاشتند زمین او را پذیرفت.

در توقیع مبارك حضرت حجة بن الحسن (عج) نیز اذن داده شده است . یكى از شیعیان به حضرت (در زمان غیبت صغرى توسط نایب خاص حضرت ) مى‏نویسد: آیا جایز است ما تربت حسین (ع) را با میت در قبر بگذاریم ، یا با تربت حسین روى كفن بنویسیم؟

حضرت در پاسخ مرقوم مى‏فرمایند: هر دو كار پسندیده است . البته باید رعایت احترام تربت بشود . مهر یا تربت، مقابل یا زیر صورت میت باشد ، بلكه به بركت خاك قبر حسین (ع) قبر میت محل امنى از هر بلا و آفت و عذابى گردد (9)

 

6- تسبیح تربت

از حضرت صاحب الزمان (عج) روایت شده كه فرمود: «هر كس تسبیح تربت امام حسین (ع) را در دست گیرد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مى‏شود». (10)

و امام صادق فرمود: «یك ذكر یا استغفار كه با تسبیح تربت حسین (ع) گفته شود برابر است با هفتاد ذكر كه با چیز دیگر گفته شود»(11)

 

پى نوشتها:

1- وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج 4 ص 1033 
2-  كافى , مرحوم كلینى , ج 4 ص 588
3-  كامل الزیارات , ابن قولویه , ص 272
4-  مكارم الاخلاق , طبرسى , ج 1 ص 360
5-  كافى , مرحوم كلینى , ج 1 ص 360
6-  تهذیب الاحكام , شیخ طوسى , ج 6 ص 74
7-  نقل از كتاب سید الشهدا آیت الله شهید دستغیب , ص 166
8- وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج 4 ص 1033
9-  وسائل الشیعه , شیخ حر عاملى , ج 4 ص 1033
10-  بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 280
11-  نقل از كتاب درسى كه حسین (ع ) به ما آموخت شهید هاشمى نژاد, ص 451





نوع مطلب :
برچسب ها : moharam95، محرم،
لینک های مرتبط :


شنبه هفدهم مهرماه سال 1395 :: نویسنده : فائزه ربیعی

شیخ طوسی قدس الله سره نقل فرموده که: حسین بن محمّد عبداللّه از پدرش نقل نمود، که گفت: در مسجد جامع مدینه نماز می خواندم مردان غریبی را دیدم که به یک طرف نشسته با هم صحبت می کردند. یکی به دیگری می گفت: هیچ می دانی که بر من چه واقع شده، گفت: نه! گفت: مرا مرض داخلی بود که هیچ دکتری نتوانست آن مرض را تشخیص ‍ بدهد تا دیگر نا امید شدم. روزی پیرزنی بنام سلمه که همسایه ما بود به خانه من آمد مرا مضطرب و ناراحت دید گفت اگر من تورا مداوا کنم چه می گویی؟ گفتم! به غیر از این آرزویی ندارم. به خانه خود رفته و پیاله ای از آب پر کرده و آورد و گفت: این را بخور تا شفا یابی من آن آب را خوردم بعد از چند لحظه خود را صحیح و سالم یافتم، و از آن درد و مرض در من وجود نداشت تا چند ماه از آن قضیّه گذشت و مطلقا اثری از آن مرض در من نبود.

روزی همان عجوزه به خانه من آمد، به او گفتم ای سلمه بگو ببینم آن شربت چه بود که به من دادی و مرا خوب کردی! و از آن روز تا به حال دردی احساس نمی کنم و آن مرض برطرف گردید.

گفت: یک دانه از تسبیحی که در دست دارم پرسیدم، که این چه تسبیحی بود، گفت: تسبیح از تربت کربلا بوده است که یک دانه از این تسبیح در آب کرده به تو دادم.

من به او پرخاش کردم و گفتم: ای رافضه (ای شیعه) مرا به خاک قبر حسین مداوا کرده بودی، دیدم غضبناک شد و از خانه بیرون رفت و هنوز او به خانه خود نرسیده بود که آن مرض بر من برگشت، و الحال به آن مرض ‍ گرفتار و هیچ طبیبی آن را علاج نمی تواند بکند، و من بر خود ایمن نیستم و نمی دانم که حال من چه خواهد شد.

در این سخن بودند که مؤذّن اذان گفت ما به نماز مشغول شدیم و بعد از آن نمی دانم که حال آن مرد به کجاست و چه به حال او رسیده است.[1] .

 

ای مهد پناه بی کسان درگاهت 

ای شهد شفاء محبّت دلخواهت

 

ای تربت پاک کربلای تو حسین 

درد همه را دوای درمانگاهت

 

 

پی نوشتها :

[1] امالی شیخ طوسی ص 258.

 

منبع: داستانهایی از زمین کربلا  ؛ ر- یوسفی





نوع مطلب :
برچسب ها : moharam95، محرم،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 25 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
طعم ایمان
درباره وبلاگ

تحمل نداره نباشی ...
دلی که تو تنها خداشی ...!؟


لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ
...
24 تیر 93 طعم ایمان ثبت شد...
دختر چادری




مدیر وبلاگ : فائزه ربیعی
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دریافت کد پیغام خوش آمدگویی
دعای عظم البلا
زیارت عاشورا
دعای فرج
☼ ساخت کد صوتی مهدوی برای وبلاگ ☼